درباره یک بیوگرافی
زمانی که معرفی او را در سایت دوربین دات نت دیدم مطلب را به او گفتم واظهار بی اطلاعی او را شنیدم در حالی که سایت دوربین دات نت هم او را از روی بیوگرافی وبسایت حسین معرفی کرده بود که بعدا دوربین دات نت آن را تصحیح کرد اما کماکان این مطلب را در بیوگرافی وبسایتش می بینیم. (تا امروز 17 جون 2010)
پس از آن دیگر هیچ وقت عکس های منتخب دیگرعکاسان ایرانی را که گاهی در سال های بعد در بین صد عکس خبرگزاری فرانسه انتخاب می شد اعلام نکردم و تنها دلیل آن رفتار غیرحرفه ای حسین بود. کما این که در سال های گذشته چند عکس از عکاسان ایرانی در این انتخاب ها بود از جمله در سال 2009 که یکی از عکس های علی شایگان در بین صد عکس خبرگزاری فرانسه بود.
حسین فاطمی یا کیشی خودمان وقتی در بیوگرافی وبسایتش خود را عکاس برتر سال 2006 فرانس پرس و رویترز معرفی می کند شاید این عناوین –شلوغ بازی - ساختگی و دهن پرکن برای کسانی که علاقمند به عکاسی هستند و یا به تازگی وارد این حرفه شده اند جذاب باشد و تحسین برانگیز اما کسانی که حرفه ای هستند و از مناسبات فرامرزی و حرفه ای دنیای عکاسی خبری آگاهند معنای چنین رفتارهایی در جامعه عکاسی را می شناسند.
نمونه ای برایتان می آورم. امسال خبرگزاری فرانسه 107 عکس برتر دهه گذشته خود را معرفی کرد و چهار عکس از من در بین این انتخاب بود که در مقایسه با تولید چند میلیونی عکس در ده سال گذشته آمار بسیار خوبی است و به همراه یک عکاس فرانسوی بیشترین تعداد عکس را در بین 107 عکس برتر دهه اخیر داشتیم اما این به هیچ وجه به این معنی نیست که من و یا آن عکاس فرانسوی عکاسان برتر خبرگزاری فرانسه در ده سال گذشته بودیم.
در این که حسین عکاس بسیار خوبی است شکی نیست و من همیشه تلاش او را ستوده ام و سال گذشته که او برای عکاسی به افغانستان کوچ کرد او را تحسین کردم و همواره مشوق او بودم و چند ماه پیش نیز اوقات خوبی را با هم در افغانستان داشتیم اما تمام این ها با رفتار حرفه ای به تکامل و بلوغ می رسد.
به یاد مجتبای عزیز - 8 سال پیش 24 زانویه
در عکس بالا عکاسان مطبوعاتی منتظر ورود خاتمی به عسلویه هستند. 24 زانویه 2002
از راست به چپ
حسین حاتمی - زنده یاد مجتبی تکین - رضا حافظ القران و محمد جعفری
کامران جبرییلی – هشت سال پیش
کامران جبرییلی از عکاسان خوب و نیک روزگار است. او همیشه همان است که می بینید, فروتن است و با صداقت. مدت هاست که در ایران زندگی نمی کند و 15 سالی است که عکاس آسوشیتدپرس در دبی است و مسؤولیت عکس کشورهای حوزه خلیج فارس به عهده اوست.
پس از شروع جنگ در افغانستان در اکتبر 2001 شش روز را به همراه کامران در زاهدان بودیم و با هم از موضوعات مختلف در باره افغانی ها عکس گرفتیم. کامران هر روز به دنبال سوژه جدیدی از زندگی افغانی ها بود و همین موجب شد تا عکس های ماندگاری در آن شش روز بگیریم و مصاحبت با او برایم بسیار ارزنده و آموزنده بود. اما من روز 11 اکتبر -- تنها سه روز قبل از مراسم عروسی با فرزانه عزیزم -- به تهران برگشتم و کامران چند روز دیگر هم در زاهدان ماند.
عکس پایینی را یک عکاس بلوچ که با جعبه تاریک خود در کنار اداره بافیا (اداره امور مهاجرین) از افعانی ها عکس پرسنلی می گرفت از ما هم عکس گرفت و همان جا ظاهر کرد.
مورناتی در مرکز توان بخشی بالتیمور
امیلیو مورناتی عکاس خبرگزاری آسوشیتدپرس که ماه پیش در انفجار یک بمب در افغانستان پای چپش قطع شده بود برای طراحی یک پای مصنوعی به مرکز توان بخشی بالتیمور امریکا منتقل شد.
مورناتی در 11 آگوست در حال انجام ماموریت عکاسی به همرا نیروهای امریکایی زخمی شد. دو نظامی امریکایی و یک تصویربردار آسوشیتدپرس نیز در این حادثه مجروح شدند.
مورناتی چهل ساله پس از حادثه به یک بیمارستان نظامی در قندهار افغانستان و بعد به بیمارستانی در دوبی منتقل شد و مدتی در مرکز آسیب های روانی دانشگاه مریلند در بالتیمور به سر برد. او در حال حاضر به مرکز توانبخشی و اعضای مصنوعی کرنان بالتیمور منتقل شده است. او در گفو گوی کوتاهی به ای پی گفت ماشین سواری او در آمبولانس برای انتقال به کرنان تاثیر قابل ملاحظه ای در روحیه او گذاشته است.
"من احساس می کنم که توان خوب شدن را دارم و کاملا خوش بین هستم." این عکاس خبری دو تا سه ماه در این مرکز خواهد ماند و همسرش مارتا راموندا نیز در بالتیمور همراه اوست.
مورناتی سال ها تجربه کار در مناطق جنگی را دارد. یک اسپانیایی که در اسلام آباد پاکستان مستقر است و در کشورهای افغانستان, اسراییل و فلسطین برای ای پی عکاسی کرده است. او جایزه عکس سال را در بخش روزنامه ای از مدرسه روزنامه نگاری دانشگاه میسوری در سال 2009 برده است.
در سال 2006 او در غزه گروگان گرفته شد که پس از 15 ساعت آزاد شد. در سال بعد نیز در حال پوشش تظاهراتی در کرانه باختری با ترکش یک نارنجک پایش دچار شکستگی شد.
تصویربردار ای پی, جاتمیکو که در در این حادثه به همراه مورناتی از ناحیه پا مجروح شده بود در حال حاضر در کشور خود اندونزی است و همکارانش در دفتر ای پی جاکارتا از بازگشت او استقبال کردند.
لازم به ذکر است مرکز توان بخشی بالتیمور معروف ترین و مجهزترین مرکز پزشکی طراحی و ساخت اعضای مصنوعی بدن در دنیا است
تیم پیج در هرات
دیدار پنج شنبه شب پس از پایان انتخابات بهترین قسمت سفر من به هرات بود. مصاحبت با تیم پیج برام به یاد موندنی بود. خیلی خسته بودم, روز پرکاری داشتیم و می خواستم زود بخوابم. بچه ها زنگ زدن که شام بریم بیرون, انگار یکی از کارکنان سازمان ملل دعوتشون کرده بود. گفتم من می خوام بخوابم و نمی تونم بیام. دوباره فریدون عکاس محلی آسوشیتدپرس زنگ زد و گفت می خوایم بریم پیش تیم پیج. فکر کردم شوخی می کنه اما جدی بود. گفتم الان میام
اولین بار اسم تیم پیج رو از کاوه (گلستان) شنیدم. سال 72 یا 73. فیلم خانه فرانکی رو بهم داد تا ببینم. فیلم درمورد تیم پیج بود که چطور به ویتنام میره زندگی حرفه ای اونو نشون میده. صحنه آخر فیلم شوک آوره. او سوار هلی کوپتر شده, یکی از سربازا که به طرف هلی کوپتر می دوه زخمی می شه. تیم از هلی کوپتر پایین میاد تا کمکش کنه و همون موقع ترکش انفجار یه مین مغزش رو داغون می کنه. تا مدت ها سمت چپ بدنش فلج بوده, الان هم کمی سخت راه میره. آدم سخت جونیه. بین سال های 1962 تا 68 چهار بار به سختی زخمی می شه اما ادامه می ده
می گفت سال 1962 با یک ماشین فولکس واگن راه میفته. از آنکارا میاد تبریز, تهران, اصفهان, کرمان و بم وبعد وارد پاکستان می شه. فقط 12 پوند تو جیبش بوده و توی مسیر هم آدمای دیگه رو سوار می کنه. اونا هم هر کدوم 20 پوند داشتن. اما به هر شکل به ویتنام می رسه. بعد از مدت کوتاهی با یونایتد پرس که اون موقع خبرگزاری بزرگی بوده با هفته ای 90 دلار شروع به کار می کنه. خودش می گه واسه اون زمان پول زیادی بود.
شصت و پنج سال داره اما بیشتر به نظر می رسه, جراحت های دوران جنگ و درگیری در ویتنام, لایوس و چین اونو از پا در نیاورده. روح خیلی قوی ای داره. با شدت و اشتیاق تمام از عکاسی دفاع می کنه و معتقده عکاسی نخواهد مرد.شنیدن جمله معروف در مورد عکس از زبان پیج اما با قدرت, جالبه
"یک عکس به اندازه میلیاردها کلمه ارزش داره حتی به اندازه میلیاردها پیکسل"
میلیاردها و نه هزار کلمه
از بین تمام عکسایی که از روز انتخابات گرفته 10 تا انتخاب کرده. از همه مهموناش توی اتاقش می خواد کمکش کنن تا 5 تا رو حذف کنه. در نهایت با نظر همه از جمله عکاسای افغانی 6 تا رو انتخاب می کنه تا برای سازمان ملل بفرسته. این ماموریت رو برای سازمان ملل اومده
هسلبلاد و لایکا برای نگاتیو و دی 5 مارک 2 برای دیجیتال و چه قدر هم این دوربینو دوست داره
وقتی از کاوه براش می گم, اونو می شناسه اما نمی دونه که زنده نیست. در دهه 90 با هم همکار بودن, بعد از تاسیس آژانس عکس رپورتاژ. کاوه هم به اونا ملحق می شه. آژانسی با چهار عکاس
بعد از شام که به زور گیرمون میاد چون دیروقته کلی گپ می زنیم. می گه خیلی از دوستام یا کشته شدن و یا مردن. لری باروز و بقیه. دیدن تیم پیج یه عکاس حسابی جنگ برام با ارزشه و یک عکس به اندازه میلیاردها کلمه ارزش داره
برگزیده آخرین عکس های خبری من به روز شد :افغانستان
|
|
